شبکه جنبش راه سبز ( جرس): دادسرای عمومی و انقلاب تهران از صدور احکام اعدام برای یازده تن از متهمان شرکت در تظاهرات عاشورا و اجرای احکام اعدام دو تن از آنان خبر داد.
به گزارش امروز خبرگزاری ها دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور بیانیه ای گفته است که "در پی اغتشاشات و اقدامات ضد انقلابی و ساختارشکنانه ماه های اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه های انقلاب اسلامی تهران به اتهام تعدادی از متهمان رسیدگی و یازده نفر را به اعدام محکوم کردند." این اطلاعیه می افزاید که احکام دو تن از این متهمان به نام های محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور که به تایید دادگاه تجدید نظر تهران رسیده بود "سحرگاه امروز (پنجشنبه) اجرا شد." دادسرای عمومی و انقلاب افزوده است که احکام نه نفر محکومان دیگر در مرحله تجدید نظرخواهی است که در صورت قطعیت، اجرا خواهد شد. این اطلاعیه می افزاید که "اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین از جمله اتهامات این محکومان است." خبر صدور احکام اعدام برای محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران و فعالیت علیه رژیم جمهوری اسلامی قبلا انتشار یافته و با اعتراض شدید مدافعان حقوق بشر در سطح جهانی مواجه شده بود. این دو تن پیش از رویدادهای 22 خرداد بازداشت شده بودند. محمد رضا علی زمانی ۳۷ سال سن دارد، در جلسه دوم دادگاه های علنی رسیدگی به اتهام های بازداشت شدگان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، به اتهام هایی چون "محاربه از طریق عضویت و فعالیت در انجمن پادشاهی ایران، توهین به مقدسات، و تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور" متهم شد. نماینده دادستان او را به خروج غیرقانونی از کشور و دیدار با دو افسر آمریکایی در عراق متهم کرده و خواستار اعمال اشد مجازات برای او شده بود. نماینده دادستان گروه "انجمن پادشاهی ایران" را به بمب گذاری در چند مسجد و امامزاده در نقاط مختلف تهران و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی متهم کرد و آن را "قطعه ای از پازل براندازی مخملین" خواند.
خبرهای مستند حاکی از بازداشت محمد رضا به همراه تنی چند از افراد خانواده اش در فروردین ماه سال جاری است. مسئولان زندان در صورت همکاری به وی قول تخفیف در مجازاتش را داده بودند. به نظر می رسد که وی نیز همچون سایر افرادی که طی سالهای گذشته با این حیله اعترافاتی در برابر رسانه های گروهی داشتند و اقرار به جرم ناکرده نمودند.
ستوده وکیل آرش نیز در رابطه با محکومیت وی پیشتر گفته بود که "حقایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است." وی همچنین تاکید دارد: "رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است."
جوانان بيگناه بر دارِ دروغ
خبر ساده بود و بهت آور: سحرگاه پنج شنبه هشتم بهمن 1388، آرش رحمانيپور و محمدرضا عليزماني به دار آويخته شدند. اين دو در نخستين دور دادگاههاي نمايشي پس از انتخابات به ارتباط با انجمن پادشاهي اعتراف كردند. بعداً مشخص شد كه ماجراي دستگيري آنها ماهها پيش از انتخابات صورت گرفته و هيچ ربطي به وقايع پس از كودتاي خرداد ماه نداشته است.
ماجراي فريب محمدرضا عليزماني و دادن وعده آزادي به او براي اين كه در دادگاه عليه خود اعتراف كند و بگويد در وقايع پس از انتخابات دست داشته است خيلي زود افشا شد. وعده آزادي دروغ بود. دادگاه، يا همان معركه كودتا هم نهايتاً حكم اعدام او را صادر و اجرا كرد.
سرگذشت اشكبار آرش رحمانيپور كه به گفته وكيلش خواهر باردارش را بازداشت كرده بودند و با تهديد به آزار خواهر او را واردار به اقرار عليه خود كرده بودند پاره ديگري از نقش سياهي است كه كودتاچيان بر كارنامه خود و تاريخ ما زدند. كودتاگراني كه همه چيزشان با دروغ آميخته است. با دروغ حبس ميكنند، با دروغ محاكمه ميكنند و با دروغ به دار ميكشند.
سرنوشت محمدرضا عليزماني، سرگذشت جواني به تنگ آمده از فقيرترين محلات حاشيه تهران بود كه به دست نظامي كه ادعاي ارتقاي زندگي امثال او را دارد، قرباني شد. عليزماني، نمونهاي از جواناني بود كه اگر به هر دليل در سياه لشكر حاميان دروغ جاي نگيرند، ميتوانند طعمهاي براي دروغهاي ديگر حافظان قدرتِ بيمسوليت شوند. قدرتي كه براي فرار از پاسخگويي به اعمال زشت خود، مدام دروغهاي گزافتر ميبافد و جانهاي بيشتري ميگيرد.
كاري كه كودتاچيان با آرش رحمانيپور كردند، نمونهاي بود از بي پرواييشان براي دست زدن به هر جنايتي با سوء استفاده از هر موقعيتي و عريان كردن بيش از پيش اين حقيقت كه آنها كه نان «حرمتها» را ميخورند، با ذرهاي از احساسات ساده بشري هم نسبتي ندارند، چه رسد به اين كه بخواهند پاسدار حرمتها باشند يا بر هتك حرمتها زاري كنند.
محمدرضا عليزماني و آرش رحمانيپور قرباني ستمي شدند كه گويا ميخواهد به هر قيمتي به حيات خبيثه خود ادامه دهد. اما آيا موفق خواهد شد كه پايههاي لرزان شده خود را بر روي خونابهاي كه به راه انداخته تثبيت كند؟ آيا مردم خواهند گذاشت چنين شود؟ آيا خواهند نشست تا اين سلسله دروغ بر آنها فرانروايي كند و فردا بيشتر از امروز قرباني بگيرد؟
اعدام محمدرضا و آرش، پيغامي روشن براي همه داشت و آن اين كه هيچ راهي جز مقاومت و مبارزه نمانده است. در اين راه اگر پيروز شويم، دروغ را شكستهايم و اگر پيروز نشويم، سربلند خواهيم بود كه به حكومت دارِ دروغ تن نداديم. اميد كه پيروزي از آن ما باشد.
به گزارش امروز خبرگزاری ها دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور بیانیه ای گفته است که "در پی اغتشاشات و اقدامات ضد انقلابی و ساختارشکنانه ماه های اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه های انقلاب اسلامی تهران به اتهام تعدادی از متهمان رسیدگی و یازده نفر را به اعدام محکوم کردند." این اطلاعیه می افزاید که احکام دو تن از این متهمان به نام های محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور که به تایید دادگاه تجدید نظر تهران رسیده بود "سحرگاه امروز (پنجشنبه) اجرا شد." دادسرای عمومی و انقلاب افزوده است که احکام نه نفر محکومان دیگر در مرحله تجدید نظرخواهی است که در صورت قطعیت، اجرا خواهد شد. این اطلاعیه می افزاید که "اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین از جمله اتهامات این محکومان است." خبر صدور احکام اعدام برای محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران و فعالیت علیه رژیم جمهوری اسلامی قبلا انتشار یافته و با اعتراض شدید مدافعان حقوق بشر در سطح جهانی مواجه شده بود. این دو تن پیش از رویدادهای 22 خرداد بازداشت شده بودند. محمد رضا علی زمانی ۳۷ سال سن دارد، در جلسه دوم دادگاه های علنی رسیدگی به اتهام های بازداشت شدگان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، به اتهام هایی چون "محاربه از طریق عضویت و فعالیت در انجمن پادشاهی ایران، توهین به مقدسات، و تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور" متهم شد. نماینده دادستان او را به خروج غیرقانونی از کشور و دیدار با دو افسر آمریکایی در عراق متهم کرده و خواستار اعمال اشد مجازات برای او شده بود. نماینده دادستان گروه "انجمن پادشاهی ایران" را به بمب گذاری در چند مسجد و امامزاده در نقاط مختلف تهران و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی متهم کرد و آن را "قطعه ای از پازل براندازی مخملین" خواند.
خبرهای مستند حاکی از بازداشت محمد رضا به همراه تنی چند از افراد خانواده اش در فروردین ماه سال جاری است. مسئولان زندان در صورت همکاری به وی قول تخفیف در مجازاتش را داده بودند. به نظر می رسد که وی نیز همچون سایر افرادی که طی سالهای گذشته با این حیله اعترافاتی در برابر رسانه های گروهی داشتند و اقرار به جرم ناکرده نمودند.
ستوده وکیل آرش نیز در رابطه با محکومیت وی پیشتر گفته بود که "حقایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است." وی همچنین تاکید دارد: "رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است."
جوانان بيگناه بر دارِ دروغ
خبر ساده بود و بهت آور: سحرگاه پنج شنبه هشتم بهمن 1388، آرش رحمانيپور و محمدرضا عليزماني به دار آويخته شدند. اين دو در نخستين دور دادگاههاي نمايشي پس از انتخابات به ارتباط با انجمن پادشاهي اعتراف كردند. بعداً مشخص شد كه ماجراي دستگيري آنها ماهها پيش از انتخابات صورت گرفته و هيچ ربطي به وقايع پس از كودتاي خرداد ماه نداشته است.
ماجراي فريب محمدرضا عليزماني و دادن وعده آزادي به او براي اين كه در دادگاه عليه خود اعتراف كند و بگويد در وقايع پس از انتخابات دست داشته است خيلي زود افشا شد. وعده آزادي دروغ بود. دادگاه، يا همان معركه كودتا هم نهايتاً حكم اعدام او را صادر و اجرا كرد.
سرگذشت اشكبار آرش رحمانيپور كه به گفته وكيلش خواهر باردارش را بازداشت كرده بودند و با تهديد به آزار خواهر او را واردار به اقرار عليه خود كرده بودند پاره ديگري از نقش سياهي است كه كودتاچيان بر كارنامه خود و تاريخ ما زدند. كودتاگراني كه همه چيزشان با دروغ آميخته است. با دروغ حبس ميكنند، با دروغ محاكمه ميكنند و با دروغ به دار ميكشند.
سرنوشت محمدرضا عليزماني، سرگذشت جواني به تنگ آمده از فقيرترين محلات حاشيه تهران بود كه به دست نظامي كه ادعاي ارتقاي زندگي امثال او را دارد، قرباني شد. عليزماني، نمونهاي از جواناني بود كه اگر به هر دليل در سياه لشكر حاميان دروغ جاي نگيرند، ميتوانند طعمهاي براي دروغهاي ديگر حافظان قدرتِ بيمسوليت شوند. قدرتي كه براي فرار از پاسخگويي به اعمال زشت خود، مدام دروغهاي گزافتر ميبافد و جانهاي بيشتري ميگيرد.
كاري كه كودتاچيان با آرش رحمانيپور كردند، نمونهاي بود از بي پرواييشان براي دست زدن به هر جنايتي با سوء استفاده از هر موقعيتي و عريان كردن بيش از پيش اين حقيقت كه آنها كه نان «حرمتها» را ميخورند، با ذرهاي از احساسات ساده بشري هم نسبتي ندارند، چه رسد به اين كه بخواهند پاسدار حرمتها باشند يا بر هتك حرمتها زاري كنند.
محمدرضا عليزماني و آرش رحمانيپور قرباني ستمي شدند كه گويا ميخواهد به هر قيمتي به حيات خبيثه خود ادامه دهد. اما آيا موفق خواهد شد كه پايههاي لرزان شده خود را بر روي خونابهاي كه به راه انداخته تثبيت كند؟ آيا مردم خواهند گذاشت چنين شود؟ آيا خواهند نشست تا اين سلسله دروغ بر آنها فرانروايي كند و فردا بيشتر از امروز قرباني بگيرد؟
اعدام محمدرضا و آرش، پيغامي روشن براي همه داشت و آن اين كه هيچ راهي جز مقاومت و مبارزه نمانده است. در اين راه اگر پيروز شويم، دروغ را شكستهايم و اگر پيروز نشويم، سربلند خواهيم بود كه به حكومت دارِ دروغ تن نداديم. اميد كه پيروزي از آن ما باشد.

0 نظرات :: آرش رحمانی پور و محمد رضا علیزمانی، اعدام شدند
ارسال یک نظر