مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه های نمازجمعه امروز این شهر مطالبی در انتقاد از نحوه مقابله با اعتراضات و انتقادها، افزایش اعدام ها و گرفتن اعتراف های ساختگی بیان کرد. بخش هایی از این سخنرانی را به نقل از سنی آنلاین، پایگاه رسمی اطلاع رسانی اهل سنت ایران، بخوانید:
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ با قیام و به خواست مردم ایران بود و مانند بسیاری از کشورهای دیگر با کودتای نظامی این انقلاب پیروز نشد. و امروز نیز استمرار و بقای آن به خواست و اراده مردم بستگی دارد.
من آنچه را که به خیر و صلاح ملت و مسئولان و دلسوزانه میدانم بیان میکنم و نباید سخنان من مورد سوءتعبیر قرار گرفته و مغرضانه تعبیر شوند. همه ما مسئولیتهایی داریم که نباید از زیربار آنها شانه خالی کنیم.
تدبیر رهبر فقید و بنیانگذار انقلاب اسلامی که توانست همه اقشار جامعه و تفکرات و سلیقههای مختلف و اقوام و مذاهب را حول یک هدف مشترک و یک پیام واحد گردهم آورد و وحدت کلمه و اتحاد مردم موجب پیروزی ملت در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای حکومتی شد. اینک نیز همان اتحاد و وحدت کلمه برای بقای جمهوری اسلامی لازم است.
جمهوری اسلامی که به جای نظام پادشاهی در ایران مستقر شد با رای و انتخاب مردم استقرار یافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هیچ سیستم حکومتی در دنیا با قدرت اسلحه حفظ نشده است بلکه آنچه موجب بقای حکومتهاست، گسترش عدالت و حفظ مردم در صحنه است. انقلاب اسلامی نیز با زور اسلحه پیروز نشده است بلکه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده که انقلاب را پیروز کرده است امروز نیز خواست مردم و رضایتمندی آنان موجب بقای نظام است.
متاسفانه ما دسترسی مستقیم به مسئولان نظام نداریم و اگر میداشتیم من بطور مستقیم این مسایل را با آنان مطرح میکردم که باید آنان چارهای برای بدستآوردن و جلب رضایت مردم بیاندیشند. نظام نمیتواند با یک جناح اصولگرا یا اصلاحطلب حفظ شود زیرا در این کشور گروهها و تفکرات و اقوام و مذاهب مختلفی زندگی میکنند که باید همه آنان در قدرت شریک باشند و تنها راه جلب رضایت مردم و ضامن بقای نظام در شرایط فعلی میتواند تشکیل یک دولت فراگیر متشکل از گروههای مختلف اصولگرا و اصلاحطلب و اقوام و مذاهب با سعه صدر باشد.
در بسیاری از ممالک شرق و غرب دنیا زمانیکه یک سیاست جواب نمیدهد آنرا تغییر میدهند . در کشور ما نیز بسیاری از سیاستها جواب نداده و اعتراضات و مسایلی که در کشور بوجود آمده است حکایت از مطالباتی دارند که بیپاسخ مانده است. این اعتراضات باید شنیده شوند و سیاستهای نادرستی که موجب آن شدهاند تغییر یابند.
آنچه قابل تغییر نیست قرآن و احادیث پیامبر است . اما قانون، وحی منزل نیست که قابل تغییر نباشد. بلکه باید به نحوی قوانین و سیاستها را تنظیم و اصلاح کرد که رضایت همه مردم جلب شود. با کوچکترین انتقاد و سخنی، نگوییم که اسلام و نظام در خطر هستند. اسلام و نظام زمانی در خطر هستند که دایره و حلقه برای مردم در آن روزبروز تنگتر شود. اگر اعتراضات به حق پذیرفته شوند و اعتراضات ناحق نیز پاسخ قانعکنندهای دریافت کنند مشکلات بهتر حل خواهند شد.
وقتی ما سخنی را از سر خیرخواهی و دلسوزی بیان میکنیم و یا از حق و حقوقمان سخن میگوییم این به معنای زیادهخواهی نیست. ما میگوییم اگر نظام به اعتراضات و انتقادات اقوام و اهل سنت و اقشار دیگر مردم ایران گوش فرا دهد استمرار آن تضمین میشود و اگر سعه صدر و تحمل وجود نداشته باشد مردم احساس میکنند که نظام اسلامی نمیتواند مشکلات را حل کند.
آنچه موجب نجات و علاج کشور میشود این است که هیچکس نباید خود را بالاتر از انتقاد بداند. در اسلام همه انسانها مسئول هستند و خط قرمزی برای انتقاد سازنده نباید وجود داشته باشد. بطور معمول دوستان و مشاوران انتقادات را صریح و روشن بیان نمیکنند. مشکلی که شاه داشت نیز همین بود که دوستان و مشاوران وی اعتراضات و انتقادات مردم را به او نمیگفتند و او زمانی صدای اعتراضات را شنید که دیگر خیلی دیر شده بود.
هیچکس نباید از انتقاد فرار کرده و از آن دوری کند. جمهوریت نظام به معنای حق حاکمیت مردم است و اسلامیت آن این حق و آزادی را بیشتر میکند نه اینکه آنرا محدود نماید. بنیانگذار انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب بارها بر این نکته تاکید کردهاند که مردم ولی نعمت نظام هستند، پس بگذاریم مردم انتقاد کنند. و همه باید پاسخگو باشند. حتی در بسیاری از کشورهای غیراسلامی مردم براحتی از عالیترین مقامات کشور و روسای جمهور انتقاد میکنند. اگر فضای انتقاد سازنده در کشور وجود داشته باشد تخریب و انفجار فریادهای مردم بوجود نمیآید.
پیامبر و خلفای راشدین از انتقاد استقبال میکردند. حتی یک نفر یهودی حضرت علی رضی الله عنه را به نزد قاضی منتصب و منتخب وی برد و از وی طلب حق کرد. حضرت علی با وجود آنکه خلیفه بود در دادگاه حاضر شد و به دلیل اینکه شهادت فرزند برای پدر پذیرفته نشد حکم دادگاه علیه وی و به نفع فرد یهودی صادر شد و حضرت علی با وجودیکه میدانست حق با خودش است حکم دادگاه را پذیرفت. چنین عدالتی موجب مشرف شدن فرد یهودی به اسلام شد. در روایتی دیگر از حضرت عمر رضی الله عنه خلیفه دوم مسلمانان فردی از میان مردم برمیخیزد و شمشیرش را درآورده رو به حضرت عمر میگوید اگر از مسیر سنت پیامبر تخطی کردی با این شمشیر تو را به راه راست باز میگردانیم و خلیفه، خداوند را بخاطر وجود چنین افرادی در جامعه سپاس میگوید. بنابراین نباید شرایطی فراهم شود که مردم نتوانند حرف و دیدگاه خود را آزادانه بیان کنند و به مسئولان دسترسی نداشته باشند. زیرا فلسفه حکومت گرفتن حق مظلوم از ظالم و برقراری انصاف و مساوات است.
مسئله اعدامها در کشور ما موجب نگرانی مردم شده است. کشور ما از معدود کشورهایی است که آمار اعدام در آن زیاد است. بویژه آمار اعدامها در استان سیستان و بلوچستان از همه استانهای کشور بیشتر است. در حالیکه اسلام فقط در مورد قتل اجازه قصاص قاتل را آن هم در صورت عدم رضایت اولیای دم داده است و در موارد دیگر راههای بهتری مانند زندان و ... وجود دارد. اعدام نمیتواند مشکلات جامعه را حل کند بلکه بر میزان مشکلات میافزاید (تکبیر مردم). باید توجه داشته باشیم که در طول دوران پیامبر و خلفای راشدین بویژه حضرت علی تعداد اعدامها بسیار معدود و انگشتشمار بودهاند.
ما در میان مردم میبینیم که این اعدامها آثار مثبتی نداشتهاند و درخواست خیرخواهانه و دلسوزانه ما این است که برای این مسئله چارهجویی شود زیرا اعدام نمیتواند امنیت و همگرایی و همدلی رابیشتر کند (تکبیر مردم).
مطلب دیگری که موجب نگرانی مردم شده است اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه است که چنین پدیدهای را نه اسلام و دین قبول دارد و نه قانون اساسی (تکبیر مردم). ما میگوییم باید قانون اجرا شود و مسئولان نیز مجری قانون باشند.
این استان کشاورزی و دامداری و صنعت قابل توجهی ندارد و مردم از طریق مرزها امرار معیشت میکردند. با بسته شدن مرزها مشکلات مردم چند برابر شده است و نرخ بیکاری نیز افزایش یافته است تا آنجائی که برخی از مردم حتی قدرت خرید نان را ندارند. و هر چه میزان فقر بیشتر باشد فساد و ناامنی در جامعه بیشتر خواهد شد. و مسئولان باید با درایت و تدبیر مرزها را باز کنند تا مردم زندگی راحتی داشته باشند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ با قیام و به خواست مردم ایران بود و مانند بسیاری از کشورهای دیگر با کودتای نظامی این انقلاب پیروز نشد. و امروز نیز استمرار و بقای آن به خواست و اراده مردم بستگی دارد.
من آنچه را که به خیر و صلاح ملت و مسئولان و دلسوزانه میدانم بیان میکنم و نباید سخنان من مورد سوءتعبیر قرار گرفته و مغرضانه تعبیر شوند. همه ما مسئولیتهایی داریم که نباید از زیربار آنها شانه خالی کنیم.
تدبیر رهبر فقید و بنیانگذار انقلاب اسلامی که توانست همه اقشار جامعه و تفکرات و سلیقههای مختلف و اقوام و مذاهب را حول یک هدف مشترک و یک پیام واحد گردهم آورد و وحدت کلمه و اتحاد مردم موجب پیروزی ملت در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای حکومتی شد. اینک نیز همان اتحاد و وحدت کلمه برای بقای جمهوری اسلامی لازم است.
جمهوری اسلامی که به جای نظام پادشاهی در ایران مستقر شد با رای و انتخاب مردم استقرار یافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هیچ سیستم حکومتی در دنیا با قدرت اسلحه حفظ نشده است بلکه آنچه موجب بقای حکومتهاست، گسترش عدالت و حفظ مردم در صحنه است. انقلاب اسلامی نیز با زور اسلحه پیروز نشده است بلکه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده که انقلاب را پیروز کرده است امروز نیز خواست مردم و رضایتمندی آنان موجب بقای نظام است.
متاسفانه ما دسترسی مستقیم به مسئولان نظام نداریم و اگر میداشتیم من بطور مستقیم این مسایل را با آنان مطرح میکردم که باید آنان چارهای برای بدستآوردن و جلب رضایت مردم بیاندیشند. نظام نمیتواند با یک جناح اصولگرا یا اصلاحطلب حفظ شود زیرا در این کشور گروهها و تفکرات و اقوام و مذاهب مختلفی زندگی میکنند که باید همه آنان در قدرت شریک باشند و تنها راه جلب رضایت مردم و ضامن بقای نظام در شرایط فعلی میتواند تشکیل یک دولت فراگیر متشکل از گروههای مختلف اصولگرا و اصلاحطلب و اقوام و مذاهب با سعه صدر باشد.
در بسیاری از ممالک شرق و غرب دنیا زمانیکه یک سیاست جواب نمیدهد آنرا تغییر میدهند . در کشور ما نیز بسیاری از سیاستها جواب نداده و اعتراضات و مسایلی که در کشور بوجود آمده است حکایت از مطالباتی دارند که بیپاسخ مانده است. این اعتراضات باید شنیده شوند و سیاستهای نادرستی که موجب آن شدهاند تغییر یابند.
آنچه قابل تغییر نیست قرآن و احادیث پیامبر است . اما قانون، وحی منزل نیست که قابل تغییر نباشد. بلکه باید به نحوی قوانین و سیاستها را تنظیم و اصلاح کرد که رضایت همه مردم جلب شود. با کوچکترین انتقاد و سخنی، نگوییم که اسلام و نظام در خطر هستند. اسلام و نظام زمانی در خطر هستند که دایره و حلقه برای مردم در آن روزبروز تنگتر شود. اگر اعتراضات به حق پذیرفته شوند و اعتراضات ناحق نیز پاسخ قانعکنندهای دریافت کنند مشکلات بهتر حل خواهند شد.
وقتی ما سخنی را از سر خیرخواهی و دلسوزی بیان میکنیم و یا از حق و حقوقمان سخن میگوییم این به معنای زیادهخواهی نیست. ما میگوییم اگر نظام به اعتراضات و انتقادات اقوام و اهل سنت و اقشار دیگر مردم ایران گوش فرا دهد استمرار آن تضمین میشود و اگر سعه صدر و تحمل وجود نداشته باشد مردم احساس میکنند که نظام اسلامی نمیتواند مشکلات را حل کند.
آنچه موجب نجات و علاج کشور میشود این است که هیچکس نباید خود را بالاتر از انتقاد بداند. در اسلام همه انسانها مسئول هستند و خط قرمزی برای انتقاد سازنده نباید وجود داشته باشد. بطور معمول دوستان و مشاوران انتقادات را صریح و روشن بیان نمیکنند. مشکلی که شاه داشت نیز همین بود که دوستان و مشاوران وی اعتراضات و انتقادات مردم را به او نمیگفتند و او زمانی صدای اعتراضات را شنید که دیگر خیلی دیر شده بود.
هیچکس نباید از انتقاد فرار کرده و از آن دوری کند. جمهوریت نظام به معنای حق حاکمیت مردم است و اسلامیت آن این حق و آزادی را بیشتر میکند نه اینکه آنرا محدود نماید. بنیانگذار انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب بارها بر این نکته تاکید کردهاند که مردم ولی نعمت نظام هستند، پس بگذاریم مردم انتقاد کنند. و همه باید پاسخگو باشند. حتی در بسیاری از کشورهای غیراسلامی مردم براحتی از عالیترین مقامات کشور و روسای جمهور انتقاد میکنند. اگر فضای انتقاد سازنده در کشور وجود داشته باشد تخریب و انفجار فریادهای مردم بوجود نمیآید.
پیامبر و خلفای راشدین از انتقاد استقبال میکردند. حتی یک نفر یهودی حضرت علی رضی الله عنه را به نزد قاضی منتصب و منتخب وی برد و از وی طلب حق کرد. حضرت علی با وجود آنکه خلیفه بود در دادگاه حاضر شد و به دلیل اینکه شهادت فرزند برای پدر پذیرفته نشد حکم دادگاه علیه وی و به نفع فرد یهودی صادر شد و حضرت علی با وجودیکه میدانست حق با خودش است حکم دادگاه را پذیرفت. چنین عدالتی موجب مشرف شدن فرد یهودی به اسلام شد. در روایتی دیگر از حضرت عمر رضی الله عنه خلیفه دوم مسلمانان فردی از میان مردم برمیخیزد و شمشیرش را درآورده رو به حضرت عمر میگوید اگر از مسیر سنت پیامبر تخطی کردی با این شمشیر تو را به راه راست باز میگردانیم و خلیفه، خداوند را بخاطر وجود چنین افرادی در جامعه سپاس میگوید. بنابراین نباید شرایطی فراهم شود که مردم نتوانند حرف و دیدگاه خود را آزادانه بیان کنند و به مسئولان دسترسی نداشته باشند. زیرا فلسفه حکومت گرفتن حق مظلوم از ظالم و برقراری انصاف و مساوات است.
مسئله اعدامها در کشور ما موجب نگرانی مردم شده است. کشور ما از معدود کشورهایی است که آمار اعدام در آن زیاد است. بویژه آمار اعدامها در استان سیستان و بلوچستان از همه استانهای کشور بیشتر است. در حالیکه اسلام فقط در مورد قتل اجازه قصاص قاتل را آن هم در صورت عدم رضایت اولیای دم داده است و در موارد دیگر راههای بهتری مانند زندان و ... وجود دارد. اعدام نمیتواند مشکلات جامعه را حل کند بلکه بر میزان مشکلات میافزاید (تکبیر مردم). باید توجه داشته باشیم که در طول دوران پیامبر و خلفای راشدین بویژه حضرت علی تعداد اعدامها بسیار معدود و انگشتشمار بودهاند.
ما در میان مردم میبینیم که این اعدامها آثار مثبتی نداشتهاند و درخواست خیرخواهانه و دلسوزانه ما این است که برای این مسئله چارهجویی شود زیرا اعدام نمیتواند امنیت و همگرایی و همدلی رابیشتر کند (تکبیر مردم).
مطلب دیگری که موجب نگرانی مردم شده است اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شکنجه است که چنین پدیدهای را نه اسلام و دین قبول دارد و نه قانون اساسی (تکبیر مردم). ما میگوییم باید قانون اجرا شود و مسئولان نیز مجری قانون باشند.
این استان کشاورزی و دامداری و صنعت قابل توجهی ندارد و مردم از طریق مرزها امرار معیشت میکردند. با بسته شدن مرزها مشکلات مردم چند برابر شده است و نرخ بیکاری نیز افزایش یافته است تا آنجائی که برخی از مردم حتی قدرت خرید نان را ندارند. و هر چه میزان فقر بیشتر باشد فساد و ناامنی در جامعه بیشتر خواهد شد. و مسئولان باید با درایت و تدبیر مرزها را باز کنند تا مردم زندگی راحتی داشته باشند.

0 نظرات :: امام جمعه اهل سنت زاهدان: اعدام ها موجب نگرانی مردم است
ارسال یک نظر